تبلیغات
تبلیغات رایگان X
پر حرف - هنگامۀ مرگ
رنجور باش تا تغییر میسر شود
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

ابر برچسبها

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

 زبان هایی که قلبم را شکستند

هرگز به خود نگفتند

این قلبِ آدم است

هیچ گاه نفهمیدند این مطرود

چه هست و چه می گوید و چه میخواهد

اشک هایی ریخته شد

که هیچ دلیلی نداشتند

و احساس،

تنها همراهشان بود

نمی دانم زمان است، یا مکان

که قلب را خسته می کند

و دیگر آن قلب

دلیلی برای بودن خود پیدا نمیکند

احساس در قلبی است

که روزی می آید و می جهد

گاه ترنم آسمان و ابر بر خاک می سراید و

گاه در نگاه کودکی پنج ساله زندگی می کند

و دیگر روزی هست

که خسته می شود

می رود

و می میرد

هنگامۀ مرگ است

قلبم صدای ریزش باران می دهد

باران یک کوه اندوه زندگی

اشک های بی صدایی که فقط

احساس دارند...

********************************************

سلام دوستای خوبم. نمیدونم چی بگم

دلم نمیاد خداحافظی کنم. فقط می خواستم بگم خیلی دوستتون دارم.

امسال کنکور دارم.خیلی کم دیگه میتونم بیام.میگم کم که انعطاف برگشتن درش باشه

مواظب ثروتهای انسانیمون باشیم.  یا علی...



نوشته شده توسط :پیمان
جمعه 25 شهریور 1390-09:22 ب.ظ











نمایش نظرات 1 تا 30