تبلیغات
تبلیغات رایگان X
پر حرف - سراب
رنجور باش تا تغییر میسر شود
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

ابر برچسبها

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

 

من سرابم را جای جای آسمان ها

کوه های بلند و دریای خروشان،

و در جاده ای هموار می جویم...

من سرابم را نمی یابم

پرسشی دارم چرا

دیده بانی نه نگاهی و نه یک چشم که بیند

در وجود من هویدا نیست

چرا چشم حقیر من حقایق را نمی بیند

چرا از آنکه می گردم نمی یابم

کدامین بار من جور و جفا را کوله بار راه خود گفته

واندر آن راه بیابان راه افتادم

سوارانم، سوار من نگاهی بس پریشان است

و می گوید نمی خواهد که باشد چون که بوده

هست یا بوده

دلم تنگ است

ازآن روزی که هرگز من ندیدم خواب یا بیدار

و دیگر روز گو انگار می آید

من می رسم تا آن سرابی که سرابی نیست

آبی نیست

و دیگر روز گو، انگار می آید ...

 

 

 



نوشته شده توسط :پیمان
شنبه 18 تیر 1390-08:46 ب.ظ